تبليغاتX
منتظَر
دینی مذهبی مناسبات روز

فرا رسیدن ایام محرم و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام خدمت همه دوستان و شیعیان تسلیت عرض می کنم.

مطلب ذیل به مناسبت ایام محرم و ایام وعظ و خطابه است:

چندی پیش به مجلس ختمی رفته بودم واعظ نشسته بود و سخنرانی می کرد. مطالبی را که واعظ به آن اشاره می کرد برایم جالب بود. مثلا می گفت: همانطور که یک نانوا آرد را خمیر و خمیر را پرداخته و پزیده شده به عنوان یک نان آماده خوردن،تحویل مشتری می دهد همانطور یک واعظ، یک منبری باید آیات و روایات حول یک موضوع را کاملا ببیند و و درباره آنها اجتهاد کند و مطالب را ساخته و پرداخته و آماده بدون هیچ ابهامی کاملا صحیح و مستند تحویل مخاطبان بدهد. بعد از این مطالب آن واعظ محترم اشکالی به یکی از سریال های تلوزیونی ماه مبارک رمضان گرفت که چرا یک بازیگر در نقش روحانی یک مطلب را بدون استناد محکمی و بدون اجتهاد فقط با اتکا بر نظریه یک  متفکر آنرا اظهار می کند و آنرا به عنوان یک اعتقاد به خورد میلیون ها نفر بیننده می دهد ...  مجلس تمام شد و

در پایان مجلس یک روحانی که در کناری نشسته بود نزد واعظ رفت و به ایشان انتقاد کرد، من هم کنجکاوانه پیش آنها رفتم. آن روحانی به به واعظ گفت آن متفکر فیلسوف از من و شما بهتر می فهمد و ...

هدف از ذکر این اتفاق موضوع اختلافی نبود بلکه برایم سوال شد که در منابع فقهی ما چه چیزی مبنای نظریه دادن درباره یک اعتقاد است. اگر این منابع توسط پیامبر اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم تبیین نشده بود خب می توان در این سوال و تردید باقی ماند ولی وقتی که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم به روایت شیعه و سنّی این حقیقت را مطرح کرده که « إنّی تارکُ فیکمُ الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسّکتم بهما لن تضّلوا أبداَ »

لذا منابع فقهی ما بااین روایت صریحاَ روشن می شود و وقتی که موضوعی در قرآن و روایات به آن اشاره و مطرح شده است دیگر جایی برای نظریه دادن باقی نمی ماند مگر اینکه فکر خود را بر آنها ترجیح دهیم که آنهم بسیار خطرناک است.

حال برایم سوال بود که چرا آن روحانی منتقد این همه با اصرار مبنای فکری خود را نظریه یک شخص قرار داده بود؟؟

آیا اگر یک عالم یک نظریه ای داد و از دنیا هم رفت دیگر نباید هیچ نظریه ای را غیر از نظریه او قبول کرد؟؟؟ 

چراکه اگر عالم زنده باشد ممکن است نظریه خود را عوض کند اما وقتی از دنیا رفت دیگر چه باید کرد؟؟؟

آیا قرآن و روایات معصومین علیهم السلام مهمتر است یا نظریات مختلف؟؟؟

 

نظر شما خواننده محترم چیست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 19:21  توسط منتظِر | 
بخشهایی از سخنان پر حکمت استاد عزیز حضرت آیت الله ابطحی در شب ۲۱ رمضان المبارک ۱۴۲۶

 

شب شهادت مولايمان اميرالمؤمنين عليه الصلوة والسلام است به پيشگاه مقدس حضرت بقيةاللّه تسليت عرض مي كنيم اميدواريم كه با ظهور وجود مقدّسش تمام مسائل دنيا از بين برود و عدل و داد در سراسر دنيا حاكم گردد. درباره ي فضائل علي بن ابيطالب عليه الصلوة والسلام كه بايد در اصلاح اعتقاداتمان به آنها برسيم آنقدر مطلب هست كه شايد با اين مجالس نشود آن معارف را بيان كرد. آنقدر هست كه سلمان و ابي ذر كه در زمان رسول اكرم جزء برترين ها بوده اند بعد از آنكه پيغمبر را ديده بودند و آيات قرآن را شنيده بودند و حقايق را آنقدر درك كرده بودند كه پيغمبراكرم فرمود السلمان منّا، سلمان از ماست؛ در عين حال يك روز با يكديگر نشسته بودند گفتند ما مي خواهيم معرفت علي را با نورانيّت بفهميم. دو نفري حركت كردند آمدند خدمت علي بن ابيطالب، جريان ملاقاتشان با آن حضرت مفصّل شرح داده شده و از حضرت سؤال كردند كه معرفت شما به نورانيّت چگونه است؟ حضرت در مرتبه ي اوّل كه هميشه دأب علي بن ابيطالب و همه ي آنهايي كه مي خواهند مطلب را به افراد زود برسانند مختصر در اوّل كلام فرمود: معرفتي بالنورانية معرفة اللّه عزوجل و معرفة اللّه عزوجل معرفتي بالنورانيه

انشاءالله دوستان ما كه در مراحل تزكيه نفس هستند مراحل تزكيه را جدّي بگيرند يك روزي به نورانيت مي رسند و نور را درك مي كنند. نورانيّت يك مسأله اي است كه راهگشاي همه ي علومِ واقعي است و همه حقايق، شما در زيارت حضرت بقيةاللّه ارواحنافداه كه معروفِ به زيارت آل ياسين است در دعاي بعدش هر چيزي را كه از خدا مي خواهيد با نورش مي خواهيد. أن تملا قلبي نوري اليقين و صدري نوري الايمان و فكري نوري النيّات، هر چه مي خواهيد از خدا با نور مي خواهيد چون با ظلمت ممكن است انسان يك چيزهايي، يك فكري، يك مسأله اي در نظرش بيايد امّا با نورانيّت حقيقت به دستش مي آيد. ملاّي رومي در مثنوي مي گويد يك عدّه فيل را نديده بودند فيل را آوردند توي يك طويله اي كردند كه خيلي تاريك بود، هيچي ديده نمي شد، چراغ نبود، نوري نبود اينها وارد شدند هر كدام با دست كشيدن يكي دستش به گوش فيل رسيد، يكي دستش به پاي فيل رسيد، يكي دستش به پشت فيل رسيد اينها آمدند با هم اختلاف داشتند، اين اختلافاتي كه توي علماء، دانشمندان، شخصيّت هاي علمي غير واقعي، غير حقيقي هست، ان قلت قلت هايي كه زياد ملاحظه مي كنيد كه انشاءالله اكثريت تان ملاحظه نمي كنيد يك عدّه اي از آقايان اهل علم ملاحظه مي كنند اين ان قلت قلت از همين قبيل است. يكي آمد گفت كه فيل مثل بادبزن مي ماند، دستش به گوش فيل رسيده بود، يكي گفت مثل ستوني مي ماند، همه شان هم درست مي گفتند ها! يكي گفت مثل تخت مي ماند، اختلافات عجيب، به اين دليل به اين دليل مثل تخت، با آن دليل مثل ستون است. اگر نور نباشد اين مثال خيلي مثال جالبي است ما خيلي ارادت اعتقادي و ديني به ملاّي رومي نداريم ولي خوب حرف خوب را بايد از هر كسي بيان كرد و ياد كرد و حتّي اسمش را هم برد ماها اگر نور نداشته باشيم حقيقت را محال است درك بكنيم.

. خوب اين نورانيّت، كجا مي فروشند يك همچين چراغي ما برويم بخريم؟ همه ي حقايق را درك كنيم، كجا هست؟ خداي تعالي روح تو را نور قرار داده حتي در بعضي از روايات روح را با نور مساوي اسم بردند. درباره ي پيغمبراكرم گاهي پيغمبراكرم مي فرمايد: اول ما خلق اللّه نوري و در بعضي از روايات مي فرمايد: اول ما خلق اللّه روحي، روح شما هم اگر آن علمي كه پيغمبر داشت داشته باشد، روح شما هم نور است. اگر هماني باشد كه خداي تعالي در ابتداء خلق كرده و به او همه ي علوم را در فطرتش گذاشته و به آن ياد داده اگر همان باقي مانده باشد نور است لذا ما معتقديم كه بچّه وقتي متولّد مي شود روحش نور است. در روايات هست كه كلّ مولود يولد علي الفطره، هر مولودي وقتي كه متولد مي شود روي فطرت خودش متولد مي شود يعني فطرت اسلام، همان نورانيّت همان چه كه خاندان عصمت به ما در ابتدا به ما ياد دادند، اينجوري متولد مي شود الاّ أنّ ابواه يهودانه او ينصرانه، من اضافه مي كنم كه الاأن ابواه، يا مدرسه، يا جامعه، يا رفيق ها، يا توجّه به ماديّات، يهودانه او ينصرانه، يا نصرانيش مي كنند يا يهوديش مي كنند يا بي دينش مي كنند يا منحرفش مي كنند بعدها اينطوري مي شود. والاّ نوريد شما، همه تان نوريد. همه تان روح الهي هستيد همه تان منتسب به پروردگاريد كه خداي تعالي مي فرمايد: وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي (حجر / 29) آمديد توي يك زباله داني به نام دنيا، هر طرف مي رويد آلوده مي شويد مخصوصاً در دوران كودكي، هر كاري مي كنيد مي بينيد يك آلودگي پيدا شد، با يكي حرف مي زنيد آلوده مي شويد، به فكر زن و بچّه هستيد آلوده مي شويد، آلودگي ها هم مختلف، محبّت دنيا، بي توكلي به پروردگار، حسادت ها، كلّ صفات رذيله مي بيني در شما جمع شد، كثيف شدي، آلوده شدي خداي تعالي هم مي فرمايد اگر مي خواهي باصطلاح باز نورانيّت قبلي به تو برگردد قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا (شمس / 9) تزكيه نفس، يعني آلودگي هايت را پاك كن. آقايان امشب به احتمال قوي شب قدر است، هر لحظه تان با چقدر از زمان مساوي است. خوب امشب بياييد آلودگي هايمان را پاك كنيم.

 

شهادت علي بن ابيطالب اين چيزي است كه حضرت خودش گفت: فزت ورب الكعبه، خيلي اينها مسأله به آن صورت نيست با علي بودن، الحق مع علي و علي مع الحق يدور حيث دار، شما مي خواهيد حق باشيد با علي باشيد، شما مي خواهيد حق باشيد، حقيقت را بدانيد، نورانيّت داشته باشيد نورانيّت اينست كه انسان تزكيه نفس كند اين پاكي ها را براي خودش به وجود بياورد آن كثافت هايي كه در مدّت عمرش در او بوجود آمده اينها را پاك كند زودتر، خدا مي داند فرصت نداريد، هي ما جوش مي زنيم متأسفانه بعضي ها متوجّه نيستند. فرصتي نيست!

 

 

متن کامل سخنرانی در بخش ادامه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:35  توسط منتظِر | 
 

بخشهایی از سخنان دانشمند محترم استاد حضرت آیت الله ابطحی خراسانی (مد ظله العالی )در شب ۱۹ رمضان المبارک ۱۴۲۶

نماز هفت قل هو اللّه را بخوانيد، صد مرتبه امشب بگوييد اللهم لعن قتلة اميرالمومنين، خدايا لعنت كن، از رحمت خودت دور كن كشندگان اميرالمومنين، اگر بگوييم كشندگان ابي عبداللّه الحسين را خوب آنها سي هزار لشگر بودند امّا كشنده اميرالمومنين فقط ابن ملجم بود چرا مي گويد كشندگان؟ ماها هم گاهي مي شود خداي نكرده كشنده ي راه و روش و مرام علي بن ابيطالبيم. آن وقت از رحمت خدا كه دور باشيم مي دانيد چي مي شود؟ امشب خدا به ما رحمتش را نازل نخواهد كرد. جزء اشقياء هستيم، اشق الاشقياء رئيس مان ابن ملجم مي شود ما هم جزء اشقياء هستيم پشت سر ايشان. امّا اگر آمديم امشب تصميم جدّي گرفتيم، تزكيه نفس كرديم، حقد و حسدها را كنار ريختيم آقا تقصير اون بود، تقصير او باشد تو اگر او بد كند تو هم بد مكافات كني پس فرق ميان تو تزكيه نفس شده با آني كه تزكيه نفس نشده و شب احياء هم نمي آيد از تو عذرخواهي بكند با اينكه به تو ظلم كرده چيه؟ پس فرق ميان من و تو چيست بگو؟ انشاءالله اميدواريم كه خداي تعالي در هر حال همه مان را موفق به انجام وظيفه بفرمايد. همه مان را تزكيه كند. چون عمده ي تزكيه نفس به عهده ي خداست، خدا يك عده را مي فرمايد: و لا يزكيهم يوم القيامة، تزكيه شان نمي كند روز قيامت و با آنها حرف هم نمي زند، در دنيا هم همينطور است. توفيقش خيلي مهم است.

خوب امشب همانطوري كه فرمودند مولا اميرالمومنين عليه السلام مي آمد به آسمان نگاه مي كرد. اين كارها تمامش به خاطر اين بودش كه اعلام بكند، يك دفعه اي بعضي از فرزندان، بعضي از اقوامي كه از همه ي حقايق اطلاع ندارند با يك حادثه ي مهم به اين مهمي روبرو نشوند و در نتيجه فاجعه بوجود نيايد. گاهي اينجوري است. هي نگاه به آسمان مي كرد مي گفت همين امشب است آن شبي كه برادرم پيغمبراكرم به من خبر داد. كائنات متأثّر بودند، دري كه جزء جمادات است آن حقيقتش را براي ما نمي گويند، آن در اگر ولايت علي بن ابيطالب بر آن حكومت نمي كرد به هيچ وجه اجازه نمي داد كه علي عليه الصلوة والسلام از دَر خارج بشود، آن مرغابي ها، اين بشر است كه إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانُ اين ما هستيم كه إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً (احزاب / 72) حضرت امير صلوات اللّه عليه آمد در مسجد، خودش رفت اذان گفت. صداي علي بن ابيطالب و اللّه اكبر، اللّه اكبر بلند شد همه آنهايي كه در مسجد امشب خواب بودند، بودند هنوز افرادي كه شبهاي دهه آخر ماه رمضان را مي خوابيدند شايد هم اطلاع از شب قدر نداشتند اينها همه شان را بيدار كرد موقع نماز. اشهد انّك قد اقمت الصلاة تو نماز را بر پا داشتي، نه نماز خواندي تنها همه را بيدار كرد مشغول نافله شب بوده يا نافله صبح بوده حضرت كه اين جريان پرحادثه مهمّ، جريان بسيار مهمي كه در تاريخ اتّفاق افتاد از دور حمله كرد، فرياد زد، الحكم للّه لا لك يا علي. شمشير را پايين آورد شمشير به جايي خورد كه عمرو بن عبدود قبلاً سر مقدس اميرالمومنين را مصدوم كرده بود. علي بن ابيطالب در ميان محراب يك وقت ديدند صدا زد فزت ورب الكعبه قسم به خانه خدا، قسم به پروردگار كعبه من فائز شدم. راحت شدم، راه نجات از اين دنيا برايم فراهم شد. با اين مردمي كه صبرت و في العين قذي و في الحلق شجا، با اين مردمي كه اينجوري زندگي مي كردم ديگر تمام شد. يك روز پيغمبراكرم فرمود تو شهيد مي شوي، چه مي شود چه مي شود عرض كرد آيا با سلامت دينم؟ به فكر سلامتي روحش، دينش، شيعيانش هم بايد اينطوري باشند به فكر سلامتي روح تان باشيد. وقتي كه از دنيا مي رويد هيچ چيز بدردتان نمي خورد جز إِلَّا مَنْ أَتَي اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (نور / 89) با قلب سالم، مريض نباشد روح تان چون اگر از اين دنيا منتقل شديد به اين دنيا با مرض روحي ديگر مشكل است به اين آساني ها معالجه اش بكنيد.

 

متن کامل سخنرانی شب ۱۹ رمضان المبارک ۱۴۲۶ در بخش ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:0  توسط منتظِر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم... این وبلاگ سعی دارد در خصوص حضرت ولیعصر اروحنا فداه مطالبی را خدمت تشنگان و منتظران حضرتش ارائه نماید. گر چه این کار ما نسبت به امام زمان علیه السلام از کار مورچه ای که ران ملخی را به محضر حضرت سلیمان علیه السلام می برد کمتر است. باشد که مقبول حضرتش واقع گردد.

نوشته های پیشین
دی 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آرشیو موضوعی
شروع
ولادت منتظر
اهمیت سال قمری
زندگی منتظر
ملاقات با امام زمان
ولادت پیامبر اسلام
عقیده یک شیعه درباره امام زمان
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین
پیوندها
کتابخانه دانشمند محترم حضرت آیت الله ابطحی خراسانی
سایت حضرت آیت الله ابطحی دامت برکاته
راهی بی انتها
غذای روح
یااباصالح المهدی
بهار آمدنی
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی علیه السلام
حکمت ناب...
نورالانوار
شعر عبد زهرا
بوی یار
بوستان آل یاسین
پرواز تا بی نهایت
در محضر استاد
یا فطمه الزهرا
هیأت متوسلین به حضرت زهرا سلام الله علیها
آخرالزمان
طوطی صفت
عبد زهرا
تاکی؟
تصاویر راهی بی انتها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان